اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

نظرات حضرت امام خميني(ره)
گفتار درنماز جمعه
مساءله 1 - نماز جمعه در اين زمانها نيز واجب است چيزى كه هست وجوب آن تخييرى است به اين معنا كه مكلف درروز جمعه مخير است بين اينكه نماز جمعه بخواند ويا نماز ظهر و نماز جمعه فضيلت بيشترى دارد ولى نماز ظهر به احتياط نزديك تر است و از اين نزديك تر به احتياط آن است كه هم جمعه را بخواند و هم ظهر را پس كسى كه نماز جمعه خوانده نماز ظهر بنابراقوى از او ساقط مى شود چيزى كه هست خواندن نماز ظهر بعد از نماز جمعه به احتياط نزديك تر است و نماز جمعه مانند نماز صبح دو ركعت است .
مساءله 2 - كسى كه در روز جمعه و در نماز جمعه بامامى اقتداء مى كند جائز است نماز عصر را نيز به وى اقتداء كند لكن اگر بخواهد رعايت احتياط را بكند بعد از جمعه و عصر دوباره ظهر و عصر را اعاده مى كند مگر آن كه خود امام جمعه نيز بعد از نماز جمعه و قبل از نماز عصر احتياطا ظهر را هم خوانده باشد كه در اين صورت اگر ماءموم هم اين احتياط را كرده باشد مى تواند نماز عصر را به او اقتداء كند چون با همان ترتيب احتياط حاصل مى شود.
مساءله 3 - اقتداء كردن در ظهر احتياطى جائز است بنابراين اگر امام و ماءموم نماز جمعه را خوانده اند مى توانند ظهر احتياطى را نيز به جماعت بخوانند.
و اما كسى كه نماز جمعه رانخوانده نمى تواند به اقتداء به امامى كه جمعه را خوانده و ظهر را احتياطا مى خواند اكتفاء كند بلكه بر او واجب است دوباره خودش ظهر را بخواند.

گفتار در شرائط نماز جمعه

شرائط نماز جمعه چند چيز است :
اول اينكه عدد نماز گزاران به حد نصاب رسيده باشد و كمترين حد نصاب پنج نفر است كه يك نفر از آنان امام باشد پس اگر عدد نفرات كمتر از پنج نفر باشد نماز جمعه نمى شود و بعضى از فقهاء گفته اند كمترين عدد نفرات هفت است ولى آن چه ما گفتيم بنظر نزديكتر و قويتر است پس اگر هفت نفر ببالا جمعيت در نماز جمعه جمع شود فضيلت آن نماز جمعه بيشتر است .
دوم اينكه قبل از نماز دو نوبت به وسيله امام خطبه ايراد شود و اين دو خطبه مانند اصل نماز واجب است و نماز جمعه بدون اين دو خطبه منعقد نمى شود.
سوم از امورى كه در نماز جمعه معتبر است اين است كه بايد به جماعت خوانده شود پس نماز جمعه اى كه فرادى خوانده شود صحيح نيست .
چهارم اينكه در كنار محلى كه مكلفين نماز جمعه منعقد مى كنند در فاصله كمتر از سه ميل نماز جمعه ديگر برقرار نباشد پس اگر بين محل دو نماز جمعه سه ميل فاصله باشد هر دو نماز صحيح است و ميزان فاصله ودورى دو نماز جمعه از يكديگر است نه دو تا بودن محل و شهر و قريه اى كه نماز در آن دو منعقد مى شود.
بنابراين جائز است در شهرهاى بزرگى كه طول آن چند فرسخ است با رعايت فاصله مزبور چند نماز جمعه منعقد گردد.
مساءله 1 - اگر پنج نفر براى منعقد كردن نماز جمعه جمع شوند و چهار نفر آنان در بين خطبه و يا بعد از خطبه و قبل از نماز متفرق گردند و ديگر برنگردند و چهار نفر ديگر كه جاى آنها را پر كنند و يا عدد پنج را تكميل كنند نباشد بر همه باقيماندگان خواندن نماز ظهروجوب تعيينى پيدا مى كند (يعنى ديگر مخير بين جمعه و ظهر نيستند).
مساءله 2 - اگر نمازگزاران در بين خطبه متفرق شوند و دوباره برگردند اگر متفرق شدنشان بعد از تحقق مسماى واجب از خطبه باشد ديگر واجب نيست خطيب خطبه ها را اعاده كند هرچند كه فاصله زمانى طول كشيده باشد همچنانكه اگر بعد از خطبه چنين وضعى پيش بيايد يعنى متفرق شوند ودوباره برگردند همين حكم را دارد.
و اما اگر تفرقه قبل از تحقق مسماى واجب از خطبه باشد در صورتى كه علت متفرق شدن انصراف از اقامه جمع باشد احتياط آن است كه خطيب دوباره خطبه ها را از اول شروع كند چه اينكه فاصله زمانى متفرق شدن و جمع شدن زياد باشد و چه كم و اگر علت تفرقه آنان عذرى از قبيل باران و امثال آن باشد در صورتى از سر گرفتن خطبه ها بحسب ظاهر واجب مى شود كه فاصله زمانى آن قدر زياد باشد كه مضربه وحدت عرفيه انعقاد مجلس باشد يعنى عرفا بگويند اين انعقاد غير انقعاد قبلى است و اگر فاصله آن قدر نباشد خطيب بقيه خطيب بقيه خطبه را ادامه ميدهد و صحيح است .
مساءله 3 - اگر قبل از آن كه مسماى واجب از خطبه بعمل آيد بعضى از نمازگزاران از اقامه نماز جمعه منصرف شوند و بروند ولى بدون گذشتن فاصله طولانى برگردند اگر در اين مدت كوتاه كه او غايب بوده امام ساكت بوده بعد از برگشتن او از همانجا كه مانده ادامه مى دهد و اگر در غياب او ادامه مى داده و در نتيجه آن شخص و يا آن چند نفر قسمتى از خطبه را نشنيده اند امام خطبه را از آنجا كه اين عده نشنيده اند اعاده مى كند و اگر شخص و يا اشخاصى كه منصرف شدند برنگردند مگر بعد از آن كه مدتى طولانى كه عرفا مضر به وحدت است فاصله شده باشد امام همه آن خطبه را اعاده مى كند و اگر آن عده برنگردند ولى عده اى ديگر (( كه عدد پنج را تكميل مى كند)) بجاى آن ها بيايند واجب است خطبه را از نو شروع كند چه اينكه فاصله مضر به وحدت باشد و چه نباشد.
مساءله 4 - اگر عدد شركت كنندگان در نماز جمعه بيش از حد نصاب جمعه - پنج نفر - باشد جدا شدن بعضى از شركت كنندگان در صورتى كه باقيماندگان بحد نصاب باشند ضررى نمى رساند چه اينكه برگردند يا برنگردند با فاصله زياد يا با فاصله كم .
مساءله 5 - اگر امام داخل در نماز جمعه شود و ماءمومين قبل از آن كه تكبيرة الاحرام بگويند متفرق شوند و كسى جز امام بر جاى نماند ظاهر اين است كه نماز جمعه منعقد نمى شود حال آيا امام مى تواند نيت خود را بظهر عدول دهد و يا نماز او خود بخود ظهر مى شود و جائز است بدون عدول در نيت همان نماز را چهار ركعتى بخواند تا ظهر باشد؟
مسئله محل اشكال است و احتياط آن است كه عدول بظهر نموده آن را چهار ركعتى تمام كند و مجددا نماز ظهر را بخواند و از اين نزديك تر به احتياط آن است كه نماز را دو ركعتى و به نيت جمعه تمام كند و ظهر را هم بخواند و هر چند كه باطل بودن چنين جمعه اى بنظر نزديك تر است و بنابراين اصلا مى تواند آن را رها كند و از نو نماز را به نيت ظهر شروع كند.
مساءله 6 - اگر عدد معتبر را در نماز جمعه يعنى چهار نفر ماءموم با يك نفر امام نماز جمعه را منعقد كنند همين كه تكبيرة الاحرام را بگويند واجب است نماز جمعه را تمام كنند هر چند كه بعد از گفتن تكبير آن عده متفرق شوند و جز يك نفر باقى نماند اين نظريه معروف در بين فقها است ولكن آن چه بنظر ما نزديك تر است اين است كه اين نماز جمعه باطل است چه اينكه امام با بعضى كمتر از چهار نفر باقى بمانند و چه اينكه غير از امام كسى باقى نماند و چه اينكه امام برود و همه بمانند و يا امام برود و بعضى بمانند و چه اينكه يك ركعت را خوانده باشند و چه كمتر از آن را لكن اين احتياط ترك نشود كه باقيماندگان آن نماز را بعنوان جمعه تمام كنند و از نو نماز ظهر را بخوانند.
بله بعيد نيست بگوئيم در صورتى كه متفرق شدگان بعضى از ماءمومين باشند و در اواخر ركعت دوم و يا حتى بعد از ركوع ركعت دوم متفرق شده باشند نماز جمعه بقيه صحيح است ولى در اينجا نيز ترك احتياط بخواندن ظهر بعد از جمعه سزاوار نيست .
مساءله 7 - واجب است كه در هر خطبه نخست حمد خداى عز و جل و سپس ‍ بنابراحتياط واجب اثناى بر او گفته شود و نزديك تر به احتياط آن است كه اسم جلاله را در حمد خداى تعالى ببرد هر چند كه اقوى آن است كه بهر عبارتى كه عرفا حمد آن جناب شمرده شود جائز است و بعد از حمد و ثناى او واجب است بر خاتم النبيين محمد مصطفى صلى الله عليه وآله و بر آل او عليهم السلام صلوات بفرستد و وجوب اين عمل در خطبه اول بنابر احتياط است و در خطبه دوم بنابر اقوى است و سپس مردم را به تقوى الله - ترس از عذاب الهى - وصيت نمايد كه اين كار وجوبش در خطبه اول بنابر اقوى است و در خطبه بنابراحتياط است بعد از توصيه مردم يك سوره كوچك بخواند كه وجوب اينكار در خطبه اول بنا بر اقوى و در خطبه دوم بنا احتياط است و بهتر و به احتياط نزديك تر آن است كه در خطبه دوم جداى از صلوات بر رسول خدا صلى الله عليه وآله صلواتى بر امامان مسلمين عليهم السلام بفرستد و براى مؤ منين و مؤ منات استغفار كند و بهتر آن است كه يكى خطبه هاى اميرالمؤ منين سلام الله عليه و يا خطبه هائيكه از سائر ائمه اهل بيت عليهم السلام رسيده را انتخاب كند.
مساءله 8 - احتياط آن است كه حمد و صلوات در خطبه را به زبان عربى بگويد هر چند كه خطيب و شنوندگانش عرب نباشند و اما مواعظ و توصيه بتقواى خداى تعالى اقوى آن است كه بغير عربى نيز جائز است بلكه احتياط آن است كه بزبان شنوندگان باشد و آنان را به مصالحشان آشنا سازد و اگر شنوندگان مختلط از مردمى به زبانهاى مختلف باشند خطبه را به همه آن زبانها ايراد كند.
بله اگر عدد شنوندگان بيش از حد نصاب - يعنى چهار نفر - باشند جائز است اينكه اكتفاء به زبانهاى آن چهار نفر كند لكن نزديك تر به احتياط آن است كه سايرين را نيز با لغت خود آنان موعظه نمايد.
مساءله 9 - براى امام كه خطبه مى خواند سزاوار آن است كه در ضمن خطبه اش ‍ مسائلى كه مربوط به مصالح دينى و دنيائى مسلمين است و حوادث و احوال خوب و بد و مضر و نافعى كه در بلاد مسلمين رخ داده و آن چه مسلمانان در معاش و معادشان بآن نيازمندند و مسائل سياسى و اقتصادى كه در استقلال و كيان مسلمين دخالت دارد را تذكر دهد و نيز اينكه با ساير ملل چگونه بايد معامله و رفتار كنند گوشزد شنوندگان نموده آنان را از توطئه و دخالتهاى دول بيگانه و ستمكاران استعمارگر در امور سياسى و اقتصادى مسلمين كه سرانجام آن دخالتها استعمار و استثمار مسلمين است برحذر بدارد و خلاصه كلام اين است كه نماز جمعه و دو خطبه آن از مواقف بس عظيمى است براى مسلمانان نظير حج و مواقف آن و نظير عيد قربان و فطر و غير آنها كه از شرائع بسيار مهم اسلام است اما متاءسفانه دشمن جوامع اسلامى را از وظائف مهم سياسى نماز جمعه و ساير مواقف سياسى اسلام غافل و بيخبر نگه داشت (وتوانست مسلمانان را با داشتن چنين سرمايه اى استعمار كند).
آرى اسلام دين سياست است با همه شئون سياست و اين معنا براى كسى كه كمترين دقتى در احكام حكومتى و سياسى و اجتماعى و اقتصادى اسلام بكند بخوبى و روشنى ظاهر مى گردد، پس كسى كه خيال مى كند دين اسلام جداى از سياست است هم نسبت به معارف اسلام جاهل است و هم سياست را نمى داند.
مساءله 10 - امام جمعه مى تواند خطبه هاى نماز جمعه را قبل ظهر - نصف النهار - ايراد كند به طورى كه بعد از تمام شدن دو خطبه خورشيد به نصف النهار برسد ولى نزديك تر به احتياط آن است كه هنگام ظهر آن را ايراد كند.
مساءله 11 - واجب است كه دو خطبه قبل از نماز جمعه ايراد شود پس اگر اول نماز جمعه را بخواند و سپس دوخطبه را باطل است و بناچار بايد اگر وقت باقيمانده باشد بعد از آن دو خطبه دوباره نماز را بخواند و ظاهرا اعاده دو خطبه واجب نباشد البته اين در صورتى است كه يا جاهل بمسئله بوده و يا سهوا چنين كرده كه در اين صورت نماز را بعد از خطبه ها مى آورد و اگر كسى بگويد در اين صورت (كه از روى جهل يا سهو را مقدم داشت ) اعاده نماز هم واجب نيست گفتارش بى وجه نيست .
مساءله 12 - خطيب واجب است كه در حال ايراد خطبه ها ايستاده باشد و واجب است كه خطيب و امام يكنفر باشد (نه اينكه فردى امام و فردى ديگر خطيب شود) پس اگر خطيب نتواند موعظه ها را ايستاده ايراد كند شخص ديگر ايراد مى كند و همان شخص نيز امام مردم مى شود و اگر غير از همان شخص عاجز از قيام كسى نباشد كه بتواند ايراد خطبه نمايد ظاهرا وظيفه به نماز ظهر مبدل مى شود.
بله اگر چنانچه فتوى درباره نماز جمعه وجوب تعيينى باشد نه تخييرى ناگزير همان خطيب عاجز از قيام خطبه ها را نشسته ايراد مى كند و نزديك تر
به احتياط آن است كه بعد از نماز جمعه ظهر را هم بخوانند و بر خطيب واجب است كه بين دو خطبه لحظه اى بنشيند.
مساءله 13 - بنابر احتياط اگر نگوئيم اقوى واجب است خطبه ها را بصداى بلند ايراد كند به طورى كه همه چهار نفرى كه حد نصاب در عدد نمازگذاران جمعه است سخنان او را بشنوند بلكه ظاهرا آهسته خواندن خطبه ها جائز نباشد و بلكه جائز نيست آن قسمت از خطبه ها كه مشتمل بر وعظ و سفارش بتقوى است آهسته ايراد كند و سزاوار آن است كه صداى خود را آن قدر بلند كند كه همه حضار بشنوند نه تنها آن چهار نفر بلكه اين به احتياط نزديك تر است و يا اگر جمعيت بسيار است با بلند گو ايراد كند تا همه مردم از مواعظ او و ترغيب و ترهيب او و مسائل مهمى كه خاطرنشان مى سازد استفاده كنند.
مساءله 14 - گوش كردن مردم به خطبه ها مطابق احتياط بلكه واجب است بلكه احتياط سكوت و صحبت نكردن در بين خطبه است هرچند كه اقوى آن است كه اين كار مكروه است .
بله در صورتى كه سخن گفتن باعث آن شود كه صداى امام بگوشش نرسد و خلاصه نفهمد امام چه مى گويد ترك آن لازم است و نزديك تر به احتياط آن است كه مستمعين در حال ايراد خطبه روبروى امام بنشينند و از حدى كه در نماز جائز است روى خود را به اين طرف و آن طرف نگرداند و واجب است بر امام كه در حال ايراد خطبه از حدث و خبث ظاهر باشد يعنى هم بدن و لباسش پاك باشد و هم وضوء داشته باشد و همچنين بر مستمعين .
و نيز بهتر و نزديك تر به احتياط آن است كه امام بين خطبه حرف هاى معمولى كه مربوط به خطبه نباشد و اما بعد از دو خطبه و قبل از داخل شدن در نماز سخن گفتن عيبى ندارد و سزاوار آن است كه خطيب شخصى بليغ باشد يعنى مقتضيات احوال را بشناسد و سخنان خود را با عباراتى فصيح و شيوا و خالى از الفاظ و جملات ناماءنوس را ادا نمايد و باوضاع و احوالى كه بر مسلمانان ساير بلاد كه در اقطار عالمند و مخصوصا مسلمانان ساكن در شهرهاى اطراف او مى گذرد آشنا و به مصالح اسلام و مسلمين عالم باشد.
و نيز سزاوار آن است كه امام جمعه مردى شجاع باشد در راه خدا از ملامت ملامتگران باكى و پروائى نداشته باشد و در اظهار حق و ابطال باطل برحسب مقتضيات زمان و مكان صريح باشد و امورى كه در تاءثير كلامش ‍ مؤ ثر است را رعايت نمايد مثلا نسبت به اوقات نمازها مواظبت داشته باشد صالحان و اولياء خدا و سيماى آنان را داشته باشد و اينكه رفتارش ‍ درزندگى با مواعظ و ترغيب و ترهيبى كه براى مردم دارد مطابق باشد.
و نيز سزاوار است از گفتار و رفتارى كه مايه وهن و سبكى او و بى اثر شدن كلامش مى شود بپرهيزد مانند زياد حرف زدن و مزاح و كارها و سخنان بيفايده و همه اينها را بخاطر رضاى خداى تعالى و از باب اعراض از حب دنيا و حسب رياست مراعات كند كه حب دنيا و رياست ريشه و منشاء همه خطاها است و اگر خطيبى چنين باشد قهرا كلام او در دل شنوندگان تاءثيرى عظيم دارد.
و براى خطيب مستحب است - همه وقت چه تابستان و چه زمستان براى ايراد خطبه عمامه بگذارد و ردائى يمنى و يا عدنى بپوشد و ظاهر خود را بيارايد و نظيف ترين جامه اش را در تن كند و خود را معطر سازد و با وقار و سكينت با مردم روبرو شود و بمحضى كه در منبر قرار گرفت به مردم سلام كند و روى خود را بطرف مردم كند مردم نياز روبروى او بنشينند و از او روى برنگردانند و نيز مستحب است به كمان و يا عصا و يا شمشيرى تكيه كند و قبل از ايراد خطبه بنشيند تا مؤ ذن از اذان فارغ شود.
مساءله 15 - در سابق گذشت كه گفتيم فاصله بين دو نماز جمعه بايد كمتر از سه ميل (6) نباشد حال اگر دو نماز جمعه در كمتر از اين مقدار فاصله اقامه شود اگر انعقاد هر دو در يك لحظه باشد هر دو نماز باطل است و اگر يكى از آن دو قبل از ديگرى تشكيل شده باطل است شركت كنندگان در آن اطلاع داشته باشند كه لحظه اى قبل در فلان نقطه جمعه اى تشكيل شده يا نداشته باشند و جمعه اى هم كه لحظه اى قبل تشكيل شده و صحيح است فرق نيست بين اينكه شركت كنندگان بدانند كه لحظه اى بعد در جاى ديگر تشكيل مى شود يا نه و ميزان در صحت جلوتر تشكيل شدن جلوتر آغاز شدن نماز است نه جلوتر شروع شدن خطبه .
بنابراين اگر يكى از دو جمعه خطبه اش جلوتر آغاز شود و جمعه ديگر نمازش جلوتر آغاز شود آن كه نمازش عقب تر شروع شده باطل است .
مساءله 16 - احتياط آن است كه قبل از اقامه جمعه تحقيق شود كه در محلى ديگر كه فاصله اش كمتر از سه مايل باشد جمعه ديگرى قبل از اين جمعه و يا مقارن آن تشكيل مى شود يا نه هر چند كه صحيح و جائز است انعقاد جمعه با نداشتن اطلاع از انعقاد جمعه اى ديگر مقارن و يا جلوتر از آن بلكه ظاهر جائز است انعقاد نماز جمعه حتى در صورتى هم كه بدانند در كمتر از سه ميل نيز جمعه اى منعقد است ولى ندانند كه اين جمعه مقارن و يا جلوتر از اين آغاز مى شود.
مساءله 17 - اگر نمازگزاران بعد از تمام شدن يقين پيدا كنند به اينكه جمعه اى ديگر در فاصله اى كمتر از مقدار مجاز منعقد شده و هر دو جمعه شك داشته باشند در اينكه قبل از جمعه ديگر آغاز كرده اند و يا بعد از آن ظاهرا اعاده نماز بر هيچ يك واجب نيست نه اعاده جمعه و نه ظهر هرچند كه وجوب اعاده مطابق با احتياط است و اگر جمعيت ديگرى كه در هيچ يك از دو جمعه شركت نداشته اند بخواهند جمعه اى سوم منعقد سازند بايد باطل بودن هر دو جمعه را كه قبلا منعقد شده بوده احراز كنند و با احتمال صحت يكى از آن دو جائز نيست جمعه اى ديگر منعقد سازند.
 
گفتار در كسانى كه نماز جمعه بر آنان واجب است  
مساءله 1 - در واجب شدن نماز جمعه چند شرط هست :
اول اينكه بحد تكليف رسيده باشد.
دوم اينكه از جنس مردان باشد.
سوم اينكه آزاد باشد.
چهارم در حضر بودن .
پنجم سلامتى از كورى و بيمارى كه بر افراد نابينا و بيمار واجب نيست .
ششم اينكه پيرمرد فرتوت نباشد.
هفتم اينكه بين او و بين محل اقامه جمعه بيش از دو فرسخ فاصله نباشد.
بنابراين بر كسى كه بحد تكليف نرسيده و بر زن و مرد و مسافر و نابينا و بيمار و پير فرتوت و كسى كه تا نماز جمعه بيش از دو فرسخ فاصله دارد رفتن به نماز جمعه واجب نيست و اينكه گفتيم براين هفت طائفه واجب نيست فرقى نمى كند اينكه بتوانند براحتى در نماز جمعه شركت كنند و يا اينكه شركت كردنشان دشوار و حرجى باشد.
مساءله 2 - همه اين هفت طائفه اگر از باب اتفاق و يا داوطلبانه در نماز جمعه شركت كردند و يا زحمت شركت را تحمل نمود نمازشان صحيح است و مجزى از نماز ظهر نيز هست يعنى ديگر لازم نيست نماز ظهر را نيز بخوانند و همچنين همه طوائفى كه بخاطر موانعى چون بارندگى و سرماى شديد و يا بى پائى و امثال آن حضور در نماز جمعه برايشان حرجى و دشوار است بدينجهت شرعا مجاز در ترك نماز جمعه هستند اگر آن دشواريها را تحمل كنند و در نماز جمعه حاضر شوند نمازشان صحيح و مجزى از ظهر است .
بله از كسى كه دچار جنون است صحيح نيست ولى از كودك صحيح است و اما كودك نمى تواند عدد نصاب را تكميل كند مثلا سه نفر بالغ و يك نفر امام وجود داشته باشد كودك نمى تواند پنجمى آنان باشد و همچنين نماز جمعه با كودكان بتنهائى (كه يكى امام و ديگران ماءموم باشند) منعقد نمى شود.
مساءله 3 - براى مسافر جائز است كه در نماز جمعه حاضر شود و نماز جمعه از او منعقد مى شود وكافى از نماز ظهر او هست لكن اگر جمعى از مسافرين بخواهند براى خود و بدون تبعيت حاضرين (يعنى كسانيكه مسافر نيستند) نماز جمعه تشكيل دهند از آنان منعقد نمى شود واجب است نماز ظهر بخوانند و اگر قصد اقامه ده روز كرده باشند مى توانند اقامه جمعه نمايند و جائز نيست مسافر كه تكميل كننده حد نصاب (يعنى عدد پنج ) در نماز جمعه باشد.
مساءله 4 - براى زن جائز است داخل در نماز جمعه شود و اگر داخل شد از او صحيح است و كافى از نماز ظهرش نيز هست بشرطى كه غير او پنج نفر مرد در آن نماز شركت كرده باشند يكى امام و چهار نفر ماءموم .
و اما اينكه زنان به تنهائى مى توانند تشكيل دهند و يا زن از جمله پنج نفر باشد جائز نيست و خلاصه انعقاد تنها به وسيله مردان صورت مى پذيرد نه زنان .
مساءله 5 - نماز جمعه همانطور كه بر مردم شهرها و شهرستانها واجب است بر مردم قراء و قصبات در صورتى كه شرائط جمع باشد واجب است و حتى بر چادرنشينان صحرا در صورتى كه آن محل وطنشان باشد واجب است .
مساءله 6 - نماز جمعه از خنثاى مشكل كه جانب و يا زن بودنش ترجيحى نداد جائز است لكن جائز نيست او را امام جمعه قرار دهند و يا يكى از پنج نفر بحساب آورند پس اگر غير از امام سه نفر مرد و يك خنثاى مشكل باشد نماز جمعه منعقد نمى شود و واجب است نماز ظهر بخوانند.

گفتار در وقت نماز جمعه
مساءله 1 - ابتداء وقت نماز جمعه رسيدن خورشيد به نصف النهار و زوال آن است كه همينكه خورشيد در افق به اين نقطه رسيد نماز جمعه واجب مى شود بنا بر اين اگر امام جمعه قبل از اين لحظه خطبه ها را ايراد كرده شروع در نماز نمايد صحيح است .
و اما آخر وقت آن كه بعد از آن ديگر نمى شود نماز جمعه خواند مورد اختلاف و اشكال است و نزديك تر به احتياط آن است كه از اوائل عرفى ظهر تاءخير نيفتد و اگر افتاد نزديك تر به احتياط آن است كه مكلف نماز ظهر را انتخاب كند هرچند كه بعيد نيست وقت آن تا اضافه شدن سايه بمقدار دو قدم از سايه قامت متعارف از مردم امتداد داشته باشد.
براى امام جمعه جائز است خطبه ها را آن قدر طول دهد كه وقت جمعه فوت شود البته اين در فرضى است كه نماز جمعه وجوبى تعيينى داشته باشد كه در اين صورت اگر چنين كند گناه كرده و بايد نماز ظهر بخواند و اگر وجوب تخييرى داشته باشد گناهى نكرده بلكه تنها بايد نماز ظهر را بخواند و نماز جمعه اگر وقتش فوت شده قضاء ندارد.
مساءله 2 - اگر نمازگزاران داخل در نماز جمعه شدند و در بين نماز وقت آن تمام شد در صورتى كه يك ركعت از آن در وقت واقع شده باشد صحيح است و گرنه باطل لكن نزديك تر به احتياط آن است كه هم آن نماز را بعنوان جمعه تمام كنند و هم نماز ظهر را بخوانند و اگر عمدا آن را تاءخير انداخته باشند تا زمانى كه بيش از يك ركعت از نماز در وقت واقع نمى شود اگر نماز جمعه را واجب تعيينى بدانيم گناه كرده اند و نمازشان صحيح است و اگر آن را واجب تخييرى بدانيم كه اقوى هم همين است در اين صورت احتياط آن است كه نماز ظهر را انتخاب كنند بلكه بايد در فرض اول (( يعنى جائى كه يك ركعت را در وقت درك كرده كه تعمدى در كار نبوده با قول به تخيير احتياط با آوردن شهر بعد از جمعه نيز ترك نشود.
مساءله 3 - اگر يقين كند كه از وقت نماز جمعه مقدارى كه اقل واجب از دو خطبه كوتاه و دو ركعت حفيف خوانده شود باقى است مخير است بين خواندن نماز جمعه و خواندن نماز ظهر و اگر يقين كند كه اين مقدار باقى نمانده تنها بايد نماز ظهر را بخواند.
و اما اگر شك كند در اينكه اين مقدار وقت باقيمانده يا نه مى تواند نماز جمعه بخواند و اگر بعد از نماز معلوم شد كه از وقت بمقدار يك ركعت باقى نبوده نماز ظهر را بخواند و اگر يقين دارد كه چه مقدار وقت هست لكن شك دارد در اينكه در اين مقدار وقت مى تواند نماز جمعه و خطبه هايش را بخواند يا نه مى تواند شروع كند اگر بعد از نماز معلوم شد كه وقت گنجايش ‍ داشته نمازش صحيح است و گرنه بايد ظهر را هم بخواند و نزديكتر به احتياط آن است كه در چنين فرضى از همان اول نماز ظهر را انتخاب كند بلكه اين احتياط در فرض قبلى با فرض گشادى وقت براى يك ركعت نيز ترك نشود.
مساءله 4 - اگر امام جمعه باعددى كه در نماز جمعه معتبر است - يعنى با چهار نفر - نماز را بخواند و در خطبه اول نماز غير آن چهار نفر كسى ملحق نشود بعد از آن كه دو خطبه و يك ركعت از نماز تمام شد كسى و يا كسانى در ركعت دوم ملحق شوند آن يك ركعت را باامام مى خوانند او يك ركعت ديگر خودشان مى خوانند و نماز جمعه آنان صحيح است و آخرين لحظه اى كه مى توان به نماز جمعه ملحق شد ركوع ركعت دوم است پس اگر ماءموم بركوع برود در حالى كه امام هنوز از ركوع بلند نشده صحيح است و براى كسى كه به الله اكبر ركوع دوم نرسيد بهتر آن است كه نمازش را چهار ركعتى و به نيت ظهر بخواند و اگر مكلف تكبير گفت و بركوع رفت و آن گاه شك كرد كه آيا امام را در ركوع درك كرد يا آن كه همان لحظه اى كه او براى ركوع خم مى شد امام سر از ركوع برداشت نمازش جمعه واقع مى شود حال آيا نمازش باطل است و براى نماز ظهر دوباره بايد تكبير بگويد يا آن كه صحيح است و بايد بخواندن حمد و سوره پرداخته نماز را چهار ركعتى و به نيت ظهر تمام كند؟
محل اشكال است و احتياط آن است كه هم آن را به نيت ظهر تمام كن و هم نماز ظهر را دوباره بخواند.


1 - همه شرائطى كه در نماز جماعت غير جمعه معتبر است در نماز جمعه نيز معتبر است يعنى دراين نماز نيز بين امام و ماءمومين حائل نبايد باشد و جايگاه امام بلندتر از جايگاه ماءمومين نبايد باشد و ماءمومين از امام و از يكديگر دور نباشند و همچنين شرائط ديگر و شرائطى هم كه در امام جماعت معتبر است واز قبيل عمل و ايمان و حلال زادگى و عدالت در امام جمعه نيز معتبر است .
بله امامت و كودكان در نماز جمعه صحيح نيست هرچند كه در غير نماز جمعه قائل بجواز آن براى امثال خودشان باشيم .
2 - گفتن اذان دوم در روز جمعه بدعت و حرام است و اين اذانى است كه مخالفين در مذهب بعد از اذان موظف مى گويند و بعضى آن را اذان سوم ناميده اند حال يا به اعتبار اينكه سوم بار از اذان و اقامه نماز است و يا به اعتبار اينكه سومين اذان بعد ازاذان وقت و اذان نماز است و يا به اعتبار اين است كه بعد از اذان صبح و اذان ظهر سومين اذان است و ظاهرا منظور از آن غير اذان عصر است .
3 - در روز جمعه بعد از آن كه اذان نماز جمعه داده شد خريد و فروش و ساير معاملات حرام نمى شود چون وجوب نماز جمعه در اين اعصار تعيينى نيست بلكه تخييرى است .
4 - در صورتى كه ماءموم بخاطر ازدحام جمعيت و تنگى جا نتواند در ركعتى كه امام را در ركوع آن درك كرده سجده كند اگر چنانچه بتواند بعد از امام سجده كرده و برخيزد و قبل از ركوع رفتن امام براى ركعت دوم و يا در آن ركوع خود را بامام برساند و چنين كند و نماز جمعه اش صحيح است و اگر در ركوع بامام نرسيد امام را در ركوع متابعت نكند (( و اين ركوع را نياورد)) بلكه اكتفاء كند به متابعت امام در دو سجده و ركوع ركعت اول را درك كرده بود دو سجده ركعت دوم را كه درك مى كند نيز به نسبت ركعت اول خودش بياورد و سپس يك ركعت ديگرخودش مى خواند و نماز جمعه اش تمام و صحيح است و اگر دو سجده ركعت دوم را به نيت ركعت دوم آورده باشد.
بعضى گفته اند آن دو سجده را بحساب نمى آورد و مجددا دو سجده به نى ركعت اول آورده برمى خيزد ركعت دومش را خودش مى خواند و نمازش ‍ صحيح است روايتى هم بر طبق اين فتوى وارد شده .
بعضى ديگر گفته اند نمازش باطل است اين احتمال هم هست كه اگر دو سجده را بخاطر غفلت يا جهل به نيت ركعت دوم آورده عيب نداشته باشد و وظيفه اش اين باشد كه نظير فرض اول برخيزد و ركعت دومش را خودش ‍ بخواند و بهر حال مسئله خالى از اشكال نيست و احتياط آن است كه دو سجده را به حساب نياورد و براى ركعت اول دو سجده ديگر بياورد و بعد از تمام كردن نماز مجددا نماز ظهر را بخواند و همين احتياط را عمل كند درصورتى هم كه بعنوان تبعيت از امام دو سجده را آورده باشد نه بعنوان سجده ركعت دوم خودش .
5 - نماز جمعه دو ركعت است مثل نماز صبح و مستحب است حمد و سوره آن بجهر خوانده شود و مستحب است سوره جمعه در ركعت اول و سوره منافقين در ركعت دوم آن قرائت شود.
و در نماز جمعه دو قنوت هست يكى در ركعت اول قبل از ركوع و دوم در ركعت دوم بعد از ركوع و ما بعضى از احكام راجع باين نماز را در مباحث قرائت و غير آن آورديم ، احكام نماز جمعه در شرائط و موانع و قواطع و خلل و شك و سهو و غير اينها همان احكامى است كه دركتاب طهارت و كتاب نماز گذشت .

منبع : تحرير الوسيله امام خميني(ره)
 

نماز جمعه اين هفته

نماز جمعه اين هفته قم(مورخ 1389/5/8) به امامت حضرت  آيت الله اميني در شبستان امام خميني(ره) حرم حضرت فاطمه معصومه (سلام الله عليها) برگزار خواهد شد.
سخنران پيش از خطبه ها حجت الاسلام والمسلمين مير باقري ميباشد.

تقویم امروز

امروز : شنبه
09. مرداد 1389
18. شعبان 1431
30. جولای 2010

نظر سنجی

از چه طريقي با پايگاه اطلاع رساني ستاد نماز جمعه قم آشنا شديد ؟
 

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز64
mod_vvisit_counterدیروز68
mod_vvisit_counterاین هفته354
mod_vvisit_counterاین ماه3651
mod_vvisit_counterکل بازدیدها42769

ارسال نظر