|
حجت الاسلام والمسلمین حسینی بوشهری - 1388/12/7 |
|
|
|
|
مشروح خطبه ها
|
|
سه شنبه ، 11 اسفند 1388 ، 08:41 |
|
نماز جمعه مورخ 1388/12/7 هجری شمسی مصادف با 11 ربیع الاول سال 1431 هجری قمری امام جمعه : حجت الاسلام والمسلمین حسینی بوشهری خطبه اول بسم الله الرحمن الرحيم «عباد الله اوصیکم و نفسی بتقوی الله فانّ تمام التقوی عن تتعلم بما جهلت و تعمل بما علمت» خودم و شما بندگان خدا را بتقوای الهی سفارش می کنم. تقوایی که بنا به تعبیر رسول گرامی اسلام که فرمود: که تمام تقوا به این است که فرا بگیری و یاد بگیری احکام دین را و آنچه که نمی دانی و عمل کنی به احکام دین و شریعت، آنچه را که فرا گرفته ای و می دانی. به سخن رسول گرامی اسلام این جمله را اضافه می کنم که مشکل امروز جامعه ی اسلامی ما ندانستن ها نسیست بلکه عیب ما و مشکل ما از عمل نکردن به دانسته هاست. اگر حقیقتا آنچه را که می دانستیم به کار می بستیم یکی پس از دیگری مشکلات جامعه ی اسلامی ما برطرف می شد. کدام یک از ما حرمت گناه را نمی داند اما چرا در فضای جامعه ی اسلامی و دینی ما، گاهی می بینیم که مظاهر گناه تحقق پیدا می کند و کدام یک از ماست که عمل به واجبات الاهی را ندانیم؟ اما چرا بخشی از فرایض و واجبات دینی ما در جامعه ی اسلامی ما به فراموشی سپرده شده است. و صدها و هزاران چراها که در جای جای زندگی جامعه ی اسلامی مان مطرح است و کدام یک از ما، از معاد و قیامت و روز رستاخیز بی خبریم؟ آیا رفتار ما در جامعه ی اسلامی حکایت از اعتقاد و باور وثیق به قیامت دارد؟ آیا نشانگر این است؟ بنابراین سخن رسول خدا را تکرار کنم که تقوا را پیشه کنیم و آنچه را که نمی دانیم، یاد بگیریم و از علما و از دانشمندان و از پیشوایان دین بپرسیم. ولی هنر اصلی مان در این باشد که آنچه را می دانیم، عمل کنیم. قرار بر این بود که در خطبه ی اول پیرامون سیره ی نورانی نبی گرامی اسلام و امامان معصوم سخن بگویم و از آنجا که در هفته ی آینده روزی به نام روز امور تربیتی و تربیت اسلامی نام گذاری شده؛ بحث امروزم را در بُعد سیره ی پیامبر و اهل بیت اختصاص می دهم به دغدغه ای که پیامبر و دغدغه ای که امامان معصوم نسبت به هدایت جامعه داشته اند. بحثم را به این مطلب اختصاص می دهم. اساساً همه می دانیم که فسلفه ی بعثت همه ی انبیاء الاهی به ویژه رسول خاتم، تعلیم و تزکیه است. و سروران اهل علم من، و عزیزانی که مطالعات قرآنی دارند، می دانند که در آیاتی که مربوط به تعلیم و تربیت است، خدای متعال در بخش عمده ی از آیات تزکیه را بر تعلیم مقدم داشته است « وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ » و رسول گرامی اسلام به نقلی که از قرآن آمده و ویژگی پیغمبر را بیان می کند این چنین بیان می کند. « لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ» پیامبری در میان شما مبعوث شده و برانگیخته شده که نسبت به مشکلاتی که در جامعه وجود دارد و تهدید کننده ی شما امت اسلامی است، رنج می کشد. حریص است تا بتواند گره گشایی کند و در بُعد هدایتی شما و در رشد و ارتقاء معنوی شما « بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ » پیامبری با این ویژگی در میان شما مبعوث شده است و این ها نشان دهنده این است که کار کلیدی و اصلی پیامبر آن بُعد تربیتی و هدایتی است. سخنی از امام صادق (ع) در تفسیر آیه ی کریمه ی « مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا » وارد شده که بعد آیه دارد « وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا » امام در تفسیر این آیه می فرماید: که هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد بر روی زمین بکشد، چنان است که گویا همه ی انسان ها را کشته است و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویا همه ی مردم را زنده کرده است و بعد (این نکته مهم است. تفسیر و بیان تربیتی از این آیه مهم است) می فرماید: هر گاه موجب گمراهی انسانی شود، او را کشته است و اگر او را از گمراهی به سوی هدایت بکشاند، گویی همه ی مردم را زنده کرده است. بعد حضرت در نقل دیگری فرمود: این تفسی تأویل اعظم این آیه ی کریمه است. در رابطه با مساله ی هدایت جامعه این سخن نورانی نبی گرامی اسلام را داریم که آن روزی که امیر المومنین را به عنوان نماینده ی ویژه ی تبلیغی خودش به یمن فرستاد و آن جمله ی بلند را راجع امیرالمومنین فرمود، شاید کلام های دیگری هم فرموده اما این که فرموده، در تاریخ مانده است و آن جمله این است: «علی هرگاه خداوند به دست تو یک نفر از انسان ها را هدایت کند برای تو بهتر است از آنچه خورشید بر او می تابد» یعنی دغدغه ی پیغمبر از اعزام امیرالمومنین به سرزمین یمن آن روز این است که فردی از آحاد جامعه، راه و مسیر را پیدا کند و به هدایت برسد. و رسول گرامی اسلام در تعبیر دیگری این جمله را فرمود که سخت تر از زندگی یتیمی که پدر از دست داده، آن یتیمی است که امامش را نشناسد. و آن کس که امامش را نشناسد یتیمی است که از یتیمی که پدرش را از دست داده، شرایط بر او سخت تر است و بعد می فرماید آن یتیمی که امام نمی شناسد بین او و امامش و مقتدایش فاصله شده و احکام دین را نمی شناسد و سرگردان است و اگر کسی که به احکام دین ما آگاهی داشته باشد دست این شخص را بگیرد و او را از سرگردانی برهاند «کان معنا فی الرفیع الاعلی» این فرد هدایت گر و این هادی با ما پیامبران الاهی همدم ماست و در جایگاه رفیع و ارزشمندی قرار دارد چون نقش هدایتگری را در جامعه دارد. سیره ی پیغمبر، سیره ی هدایتگری است. سیره ی امیر المونین سیره ی هدایتگری است. در جریان جنگ احد پیغمبر مجروح شده و مسلمانان تعدادی به شهادت رسیدند و مجروح شده اند و آثار زخم بر سر و صورت پیغمبر آشکار است و امیرالمومنین مجروح شده، تعدادی از مسلمانان به پیغمبر پیشنهاد می دهند که چرا نفرین نمی کنی؟ نفرین کن تا این ها از بین بروند؛ تو رسول الله هستی! پاسخ پیغمبر را بشنوید: پیغمبر دست به درگاه الاهی بلند می کند و عرض می کند «اللهم اهد قومی فانهم لا یعلمون» خدایا این قوم نادان مرا هدایت کن و این ها نمی دانند که چه می کنند و اگر با پیغمبرشان جنگ می کنند و از در ستیز وارد شده اند این ها نمی دانند و خدایا این ها را هدایت کن. یعنی از موضع مشفقانه وارد می شود تا کسی از قافله عقب نماند و همه بیایند و به تعبیر رهبر فرزانه ی انقلاب همه بر این کشتی نجات سوار شوند و کسی پیاده نماند. این نقش یک رهبری امت اسلامی و نقش هدایتگری است. ابن ابی الحدید جمله ای دارد راجع به امیر المومنین و در جریان جنگ صفین، آن روزی که لشگریان امیر المومنین بر شریعه تسلط پیدا کردند و موقعیت مناسبی برای لشگریان امیر المومنین پیش آمد، اما دیدند که امیر المومنین از فرستادن لشگر به سمت اردوگاه معاویه، در حقیقت نسبت به فرستادن لشگر تامل دارد و درنگ می کند. نگاه کنید امام و هادی جامعه ی اسلامی گاهی تهمت ها را به جان می خرد اما دغدغه ی جدی را هیچ گاه فراموش نمی کند. و عده ای از یاران حضرت سراغ حضرت آمدند و گفتند: یا علی ما را از کوفه تا نزدیک شام کشانده ای که این جا را ما وطن خود بسازیم؟ عده ای می گویند: علی از مرگ می ترسد، عده ای می گویند: علی نسبت به تصمیم جنگ با معاویه دچار تردید شده است. آیا این چنین است؟ پاسخ امیر المومنین را بشنوید که حضرت می فرماید: من از نوجوانی ام از مرگ نهراسیدم و کارنامه ی من، کارنامه ی درخشانی است و من دچار تردید در جنگ با معاویه نشده ام. زیر و رو کردم و با دقت تأمل کردم و به این جمع بندی رسیدم که امروز وظیفه ی قطعی ما جنگ با معاویه است. اما چرا علی لشگریان را اعزام نمی کند و چرا علی با معاویه در رأس فتنه، زود درگیر نمی شود؟ حضرت می فرماید به این امید « عسی أن یهتدوا او تهتدی منهم طائفة» به خاطر این که دل بسته ام که شاید این ها راه هدایت را در پیش بگیرند. به این ها مهلت می دهم تا راه هدایت در پیش بگیرند و شاید بخشی از آن ها و نه همه ی آن ها، صفوفشان را از صف دشمن جدا کنند. این نقش هدایتگری امام و پیشوای مسلمین هست و لذا این که رهبر عزیز انقلاب ما می فرماید: جذب حداکثری و دفع حداقلی یعنی همین. یعنی همان الگوی امیرالمومنین و همان الگوی رسول الله «اللهم اهد قومی فانهم لا یعلمون» «عسی أن تهتدوا او تهدی منهم طائفة» اگر این الگوی هدایت گری در جامعه ی ما راه پیدا کند، جامعه ی ما به سرانجام درستی می رسد. کسی آمده خدمت امام سجاد و کسی با او همراهی می کند و امام می فرماید که این کیست؟ می گوید: قاتل پدرم و آمده ام او را قصاص کنم. حضرت تأملی کرد- خوب دقت کنید- و بعد فرمود: آیا این فرد هیچ حقی به گردن تو ندارد که از قصاص او صرف نظر کنی؟ او گفت: چرا حقی به گردن من دارد ولی این حق آن اندازه نیست که من از قصاص صرف نظر کنم. حضرت فرمود: چه حقی به گردن تو دارد؟ گفت: حق هدایت. من خدا را نمی شناختم من پیامبر را نمی شناختم و امام را نمی شناختم و او مسیر هدایت را به روی من گشود. حضرت فرمود: آیا این حق کوچکی است؟ می ارزد که به خاطر این حق بزرگ صرف نظر از قصاص کنی. این فرد عرض کرد: سمعاً و طاعتا . نمی دانستم که حق هدایت چنین حق بزرگی است. حتی از گرفتن خون بهاء نیز صرف نظر کرد و قصاص نکرد. مسئولان امور تربیتی کشور این جمله را مشفقانه عرض می کنم. فضای مناسبی در کشور به وجود آمده و فرزندان این امت اسلامی، در اختیار شما هستند و دانشگاهیان ما، نسل جوان ما در اختیار شماست. روحانیت عزیز، جامعه ی اسلامی در اختیار شماست و ما باید در نقش پیغمبر امروز نقش ایفا کنیم و در بعد هدایت گری این جامعه ای که دشمن این قدر روی آن سرمایه گذاری می کند به مسیر هدایت ، مسیر شریعت دعوت کنیم. تا زمینه را برای ظهور آن عزیز که امروز متعلق به اوست فراهم کنیم. خطبه ی دوم « عبادالله، اتقوالله، اوصيکم و نفسي بتقوي الله واتقوالله و کونوا زیناً ولا تکونوا شیناً جُرّوا الینا کل مودة وادفعوا عنّا کل قبیح.» خودم و شمات را به تقوای الاهی سفارش می کنم . تقوایی که بنا به تعبیر امام عسگری فرمود تقوایی را پیشه کنید که برای ما اهل بیت زینت باشید و مایه ی عیب و زشتی ما اهل بیت نباشید و او فرمود: که هر گونه محبتی را به سوی ما جلب کنید و هر گونه زشتی را از ما دفع کنید. یعنی شیعیان خالص ما باشید و راه ما، راه شما باشد و منش ما، منش شما باشد.. در تعبیر دیگری حضرت فرمود موقعی که به شما اشاره می کنم گفته شود که این شیعه هست و ما از این که شما پیرو ما هستید، احساس خوشحالی کنیم. در این خطبه به بعضی از مناسبت های هفته اشاره می کنم و بیان دو نکته، اولین مناسبتی که به آن اشاره می کنم و مربوط به هفته ی گذشته بود و لازم می دانم که محضر شما امت ولایی، تبریک عرض کنم، روز ولایت و امامت حضرت بقیة الله الاعظم (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه فداه) امیدوارم در این عصر غیبت، سربازان فداکاری برای آن حضرت و پیروانی مخلصی برای آن عزیز باشیم. مناسبت دوم در اواخر این هفته ای که می آید؛ میلاد با سعادت رسول گرامی اسلام خاتم انبیاء و ششمین امام و پیشوا وجود مقدس امام صادق است و در هفته ای که قرار می گیریم به عنوان هفته ی وحدت نامگزاری شده و من این دو مناسبت خجسته را خدمت شما تبریک و تهنیت عرض می کنم و امیدوارم در این هفته ای که به عنوان هفته ی وحدت نامگزاری شده؛ امت اسلامی ما شاهد یکدلی ، یک رنگی، وحدت و اخوت و برادری باشند و با این وحدت و اخوت به فضل پروردگار توطئه ی دشمنان را به خودشان برگردانند. ما در این هفته شاهد دو رویداد بودیم. دو رویداد مهم که لازم می دانم در رابطه با هر دو سخنی با شما عزیزان داشته باشم. مورد اول، مساله ی دستگیری شروری بود که خانواده های زیادی را داغدار کرد. خانواده های زیادی را مصیبت زده کرد. که من این اقدام نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و عملیاتی را در حقیقت فضل الاهی و هدیه ی الاهی برای این ملت رشید اسلامی ما می دانم. ملتی که قهرمانانه در 9 دی شرکت کرد و قهرمانه ی در 22 بهمن شرکت کرد و این ملت لایق بودند و سزاوار بودند که لبخندی بر چهره ی آن ها ظاهر شود و این هم هدیه ی الاهی و این هم فض الاهی بود که شامل حال این ملت شد. دشمنان خیلی خواب ها دیده بودند و خواب دیده بودند که 22 بهمن را به یک جنگ داخلی تبدیل کنند. ولی به فضل پروردگار عالم، دیدیم این روز 22 بهمن شد عرصه ی حضور مردم و انقلاب و نماد وحدت ملی شد و در نتیجه تمام جهانیان در بهت و ناباوری فرو رفتند. در رابطه با این موضوع من به بیان چند مطلب اشاره می کنم. مطلب اول باید به خانواده ی مکرم شهدا و جانبازان این حوادثی که در رابطه با این شرور اتفاق افتاد، تبریک بگویم. خدمت رهبر فرزانه ی انقلاب تبریک می گویم و تبریک می گویم به ملت رشید ایران و به همه ی نیروهایی که این حرکت بزرگ را آفریدند. نکته دوم که باید عرض کنم این است که این اقدام نشان دهند ه اقتدار امنیتی نظام جمهوری اسلامی شد و ما در عرصه ی فضای درخشیدیم و در عرصه ی علمی درخشیدیم و دنیا هنوز درگیر آن اعجاز ها و حرکت ملت ما بود که یک دفعه رو دست در بُعد امنیتی خورد. و هیچ باور نمی کرد که اگر ملتی آن وحدت و از نظر علمی آن رشد و از نظر تسلیحاتی آن ابتکار و خلاقیت و ملتی در رابطه با ناوشکن آن عظمت یکدفعه در رابطه با مسایل امنیتی هم همه ی دنیا و همه ی سرویس های اطلاعاتی را تحت تأثیر قرار دهد. کشور هایی مانند امریکا و انگلیس که ادعای مبارزه با تروریست دارند در عمل می بینیم که کل حرکت آن ها به یک طنز سیاسی و یک مضحکه ی سیاسی تبدیل شده است. از یک سو دم از مبارزه با تروریست می زند و از سویی دیگر دست تروریست ها را می گیرند و با تمام امکانات و تجهیزات مسلح می کنند. در اعترافاتی که این فرد داشته و تاکنون همه ی اعترافات این فرد منتشر نشده در اولین اعتراف گفته که مامورین سیا در دبی به او قول همه گونه همکاری داده اند و به او گفته اند که ما حاضریم بزرگترین پایگاه تسلیحاتی را در اختیار تو قرار دهیم. و در اعتراف دیگری گفته که این ها گفته اند: که حمله کردن به جمهوری اسلامی خیلی سخت است اما ما در بالاترین سطح به شما کمک می کنیم و این اعترافی است که این فرد مطرح کرده ولیکن باید بگویم که «الیس الصبح بقریب» هنوز ما منتظریم که طبل رسوایی سرویس های اطلاعاتی به صدا در بیاید. و این ها هاج و واج مانده اند و از تمام دنیا مامورین اطلاعاتی شان را فراخوان کرده اند که این حادثه، حادثه ی عادی نیست. در خاک ایران، مأمورین امنیتی دشمنشان را از هواپیما پیاده کنند. این یعنی چه شما کم و بیش می دانید و من لازم می دانم این جا عرض بکنم به گوشه ای از آن مأمورین امنیتی و اطلاعاتی ما تعقیب کردند دشمن را از هر نقطه به نقطه ی دیگری تا رسیده به دبی، آنجا همه ی امکانات برای آنها فراهم بوده در دستگیری و مسائل دیگر ولی این کار نشد. با هماهنگی بسیار عالی و خوب، که با داخل کشور انجام دادند. موقعی که هواپیمای حامل این فرد به فضای ایران وارد می شود دو پرنده و دو جت از نیروی هوایی این هواپیما را تعقیب می کنند به او اخطار می دهند، بنشیند. خلبان مقاومت می کند ولی سرانجام می گوید حاضرم در بندر عباس بنشینم و در بندر عباس فرود می آید. به این ها نمی دانند چه است به خلبان گفته می شود مشکل امنیتی است و باید بنشینی. هواپیما می نشیند موقعی که مأمورین می روند بر بالای سر این عبدالحمید ریگی می گوید من دانشجویی اهل افغانستان هستم. می گویند: بله درست است. بعد که می داند شناخته شده بلند می گوید من عبدالحمید ریگی هستم آنها هم می گویند ما هم دنبال تو بودیم. این حرکت، یک حرکت بی نظیری است در تاریخ کشورها و نسبت به سرویس های امنیتی کشورها رسوایی برای رسانه های بیگانه است که دیدید صدای جمهوری اسلامی و سیمای جمهوری اسلامی بخشی از آن را پخش کردند این بیگانه پرستان و کسانی که پناهنده شدند به دامن دشمن، این ها چه کردند و چه شکلی به عنوان رئیس جنبش مقاومت از او یاد می کردند و امروز رسواییشان را ببینند. امیداوریم که روز به روز خداوند بر عزت این امت اسلامی بیافزاید، رویداد مهم دیگر مسأله ی خبرگان رهبری است و اجلاسیه ی خبرگان رهبری است. این اجلاسیه در نوع خودش از اجلاسیه های کم نظیر بود. اجلاسیه ای که از نظر زمان برگزاری بعد از حوادث اخیر و بعد از حضور قهرمانانه ی ملت در راهپیمایی 9 دی و 22 بهمن بود. خبرگان ملت- من به شما مردم سراسر کشور عرض می کنم به شما عزیزانم عرض می کنم- که وظیفه و رسالت اصلی شان تعیین رهبری است و نظارت بر باقی ماندن صفات و ویژگی های رهبری و این وظیفه عمدتاً به کمیسیون تحقیق خبرگان واگذار شده با صراحت هرچه تمام، کمیسیون تحقیق در این اجلاسیه گزارش داد که این گزارش بنا بود به سمع کل امت اسلامی ما برسد گزارش داد که کمیسیون در جمع بندی که رابطه با کل دوران رهبریِ رهبری عزیز انقلاب داشته و به خصوص در این ماه های اخیر نسبت به مدیریت داحیانه رهبری حقاً و انصافاً با تمام وجود تحسین می کند. مردم ما بصیرت خودشان را نشان دادند، آمدند ولی آن کسی را که بصیرت را و آگاهی را در فضای جامعه ی ما نهادینه کرد وجود رهبر فرزانه ی انقلاب اسلامی ما بود. چه در سخنرانی ها، چه در اقداماتی که نسبت به این مسائل اخیر انجام داد حتی به صراحت به شما بگویم رهبری عزیز انقلاب برای روشنگری اگر لازم می داده حتی با یک نفر دو به دو صحبت کند و روشنگری کند دریغ نورزید. و چنین رهبر آگاه و بیداری، تضمین کننده حرکت آینده ی انقلاب اسلامی ما خواهد بود. در بیانیه ی خبرگان به نحو شایسته ای نسبت به مسائل کشور اظهار نظر شد. اما موضع خود رهبر عزیز انقلاب من اشاره کنم به دو سه نکته ی کلیدی رهبری اشاره کردند. خواهش می کنم دقت کنید. ایشان در رابطه با خبرگان و جایگاه خبرگان و نقش مهم آنها فرمودند هدایت منحصر به هدایت موردی نیست. این که ما کسی را هدایت کنیم که مثلا نماز بخواند روزه بگیرد امثال ذلک، گرچه مهم است اما هدایت مهم تر که سعادت کل جامعه را به دنبال دارد هدایت در راستای حکومت و مسائل سیاسی و مسائل جهانی و اجتماعی است. آن تضمین کننده ی سعادت جامعه و کل جامعه است. اگر کسی هدایت فردی پیدا کند، نمی تواند در کل جامعه سر بگذارد. نکته ی دوم فرمودند چالش اصلی ما با زورگویان امروز به خاطر حفظ اصل اسلام و مرزهای هویت است. اطاعت از خدا به عنوان مبنای کار ماست و این تأمین کننده ی سعادت است. پا فشاری ما روی همین موضوع است که با هویت استکبار نمی سازد. اما نکته ی مهم و پایانی عرض من این است اتمام حجت، رهبر فرزانه ی انقلاب فرمودند: پایه ی اصلی نظام ما بر اساس توحید ،عدالت، کرامت انسانی و آرای مردم است و بعد فرمودند: کسانی که به خواهند نفی آرای مردم کنند و داوری و شیوه ی داوری را نپذیرند، این ها نمی توانند، در این کشتی نجات باقی بماند. کسی نمی خواهد این ها را از کشتی پیاده کند. کسی در صدد حذف آنها نیست اما تا زمانی که این ها رعایت هندسه ی نظام و چهارچوب نظام را نکنند و از دشمنان تبری نجویند خود به خود در این کشتی نجات جایی ندارند و اگر کسی بخواهد در درون نظام فعالیت داشته باشد، کسی مانع آن نیست؛ اختلاف سلیقه ها مهم نیست. آنچه مهم است پذیرش هندسه و چهار چوب نظام است. بنابراین اگر کسی کلیت نظام را پذیرفت جز مجموعه ی نظام محسوب می شود اما باید مرزبندی کنند تا صف دوست از دشمن شناخته شود و از مردم خیلی تمجید کردند، فرمودند: مردم احساس خطر کردند، روزی که دیدند عده ای پنجه در چهره ی نظام می زنند. نام امام انقلاب را می برند ولی از پشت خنجر به امام و انقلاب می زنند مردم به میدان آمدند و زیبا به میدان آمدند و باید قدر بدانیم از این مردم و عامل این حضور دین داری مردم و اطاعت از پروردگار است.
|